دكتر عقيقى بخشايشي
172
چهارده نور پاك ( فارسي )
سختى زندگى را ادامه دهند . " عباس عقاد " ، متفكر و نويسندهء اهل سنت مصرى ، در كتاب ارزندهء خود " عبقرية الامام " به نكاتى پيرامون خوراك و پوشاك فقيرانهء امير مؤمنان اشاره كرده ، مواردى را به عنوان مثال ، از تواريخ معتبر ذكر مىكند . از جمله مىنويسد : از زبان " عتبه بن علقمه " در تواريخ ضبط است كه مى گويد " روزى بر على ( عليه السلام ) وارد شدم . سفره اى كوچك ومحقر پيش رو داشت كه بر آن ظرف كوچكى محتوى شير در كنار كف دستى نان مانده و خشك شده نهاده بود ، و اين مختصر ، تمام خوراك آن روز او را تشكيل مى داد . با تحير و تعجب عرض كردم : يا أمير المؤمنين ، با اين نان و خورش ساده و اندك چگونه مى سازى و چگونه برپاى مىايستى و اين همه كار طاقت فرسا و تلاش بى امان شبانه روزى را انجام و ادامه مى دهى ؟ در جواب فرمود : به خدا قسم كه رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) نانى مانده تر و خشكيده تر از اين مى خورد و لباسى ساده تر و خشن تر از اينكه من پوشيده ام به تن مى كرد . بيم دارم كه اگر يك روز جز اين خوراك و پوشاك بخورم و بپوشم به او ملحق نشوم " . نويسندهء اهل سنت مصرى ، همچنين با تفحص بىطرفانه در تواريخ معتبر اسلام ، مىنويسد : علاء بن زياد حارثى كه از سرداران سپاه على ( عليه السلام ) بود ، يكى از مردان مالدار ومتمكن عرب به شمار مى رفت . روزى بيمار و بسترى شد و أمير المؤمنين ( عليه السلام ) به رسم بيمار پرستى به عيادت او رفت . چون نگاهش به آن مال ومنال و جاه و جلال افتاد ، ضمن احوال پرسى فرمود : اى پسر زياد حارثى ، چه نيكو مى بود كه تو ، از اين نعمت و رفاه ، در راه رضاى پروردگارت استفاده مى كردى ، اين خانهء بزرگ و مجلل ، و اين اطاقهاى وسيع و آراسته را ، چنين سوت و كور و خالى ، در خفاء و براى لذت شخصى نگاه نمى داشتى ، بلكه افراد مستمند و فقير را كه نيازمند اما آبرو دارند ، در اين خانهء مجلل به مهمانى مىخواندى و بر سر سفرهء رنگينت مىنشاندى و از آن همه نان و خورش لذيذ كه در اختيار دارى به آنان نيز مى خوراندى . اگر چنين كنى ، خداوند نيز ، در سراى باقى ، خانه اى به همين گونه و جاه و جلالى به همين سان ، پاداشت خواهد داد .